نوشته‌ها

خلاصه مقاله: چطور اهداف شخصی بهتری تعیین کنیم تا زندگی با ارزشی خلق کنیم؟

چطور اهداف شخصی را در جهت رسیدن به رضایتمندی در زندگی تعیین کنیم؟

چرا باید اهداف شخصی داشته باشیم؟

  • شما مسئول هستید. اهداف شخصی شما را وادار می­کنند مسئولیت تلاش و پیشرفت برنامه­های زندگی­تان را برعهده بگیرید.
  • قدم­های کوچک شما را به سوی اهداف بزرگ رهنمون می­شوند. خواسته­های بزرگ شاید ترسناک به­نظر برسند. برای همین باید آنها را به گام­های کوچک شفاف و قابل مدیریت تبدیل کنید.
  • این کار موجب می­شود بتوانید پیروزی­های کوچک خود را جشن بگیرید. تعیین کردن یک هدف کوچک و دستیابی به آن خودش می­تواند یک دستاورد خوب باشد.

تکنیک «کدام؟ چرا؟ چه چیزی؟ چگونه؟»

برای رسیدن به اهداف شخصی از خودتان این پرسش­ها را بپرسید:

  • از خودتان بپرسید کدام جنبه از زندگی­تان نیازمند بیشترین تغییر است؟
  • بیندیشید که چرا می­خواهید این بخش از زندگی­تان را تغییر دهید؟
  • این تغییر باعث می­شود چه احساسی داشته باشید؟ مشخص کنید دقیقاً چه چیزی باعث می­شود شما چنین احساسی داشته باشید.
  • از خودتان بپرسید چگونه می­توانید این تغییر را عملی کنید؛ سپس آن را به­عنوان هدف شخصی خود درنظر بگیرید.

تکنیک جدول توازن زندگی

  • یک جدول بکشید. برای هر یک از جنبه­های مختلف زندگی­تان (خانواده، تندرستی، توسعۀ فردی، شغل، روابط) یک ستون مشخص کنید.
  • در هر یک از این دسته­ بندی­ها سطح رضایتمندی فعلی­تان را با تخصیص امتیاز از ۱ تا ۱۰ مشخص کنید.
  • مشخص کنید در هر بخش چه چیزی موجب رضایتمندی کامل شما می­شود. ایده ­هایتان را بنویسید تا بتوانید آنها را درجهت ایجاد تغییر به­کار ببرید.

تکنیک «تمرین تصویرسازی»

مثلاً از «سناریو ازدست دادن حافظه» استفاده کنید: فرض کنید دلیل تصمیماتی که در گذشته گرفتید را نمی­دانید و مجبور هم نیستید هیچ یک از برنامه­های قبلی­تان را ادامه بدهید. با خود فکر کنید اکنون چه کاری می­خواهید انجام بدهید. پس از این چگونه می­خواهید زندگی کنید.

اهداف شخصی خود را بنویسید.

از معیار SMART استفاده کنید:

مشخص بودن (specific): اهداف خود را واضح و کاملاً تعریف­شده بنویسید.

قابل سنجش (measurable): از مفاهیم مبهم دوری کنید. باید بتوانید هر کاری که انجام می­دهید و هر هدفی که به آن دست می­یابید را علامت بزنید.

دست­یافتنی (achievable): اطمینان داشته باشید که زمان و منابع کافی (پول، زمان، انرژی) برای رسیدن به هدف تعیین­شده دارید.

مرتبط بودن (relevant): اطمینان داشته باشید اهداف شخصی­تان در راستای اهداف زندگی و حس رضایتمندی درونی­تان هستند.

زمانبندی (timed): برای هر یک از اهداف و زیرمجموعه­های آنها زمان تعیین کنید.

فرایند دستیابی به اهداف خود را اولویت­بندی کنید

  • برای اینکه بتوانید تصمیم بگیرید ابتدا روی کدام هدف می­خواهید کار کنید، آنها را باتوجه به اینکه چقدر برایتان اهمیت دارند از ۱ تا ۱۰ امتیازبندی کنید. اهدافی که بالاترین امتیاز را کسب می­کنند باید در فهرست اولویت­های مهم قرار بگیرند.
  • راه دیگر برای اولویت­بندی کردن اهدافتان این است که نتایج مطلوب را به­ عنوان علت و معلول درنظر بگیرید. خواهید دید که برخی اهداف باعث آسان شدن دستیابی به اهداف دیگر می­شوند.

پیروزی­های خود را بازتاب بدهید و جشن بگیرید

در پایان هر روز یا هر هفته عملکرد خود را بسنجید. از خودتان بپرسید: «چرا کاری را که قرار بود تا پایان امروز کامل کنم انجام ندادم؟» و سپس برنامه­ریزی خود برای روز بعدی را درجهت انجام آن کار اصلاح کنید.

برای اینکه بتوانید پیروزی­های خود را جشن بگیرید یک جایزه برای خودتان تعیین کنید.

منبع: https://dansilvestre.com/

خلاصه مقاله: پنج عادت مفید برای یک زندگی پرثمر که ارزش امتحان کردن دارد

۱. قانون سه طلایی

یکی از بهترین عادت های بهره وری:

ابتدای هر روز، در ذهن خود به ساعات پایانی روز فکر کنید و از خودتان بپرسید: سه چیز مهمی  که می‌خواهم در پایان روز  به آنها رسیده باشم چه هستند؟

این کار به شما کمک می‌کند آنچه هر روز برایتان مهم و ارزشمند است را بشناسید.

۲. مرور هفتگی

ابتدای هر هفته، برنامۀ پیش روی خود را مرور کنید و خود را برای انجام کارهایتان آماده کنید.

برای زمان‌هایی که می‌توانید روی پروژه‌های مهم‌تر وقت بگذارید برنامه‌ریزی کنید و برای کارهایی که باید به انجام برسانید یادآور تنظیم کنید.

مرور روزانه

در ابتدای هر روز، پیش از اینکه کار خود را شروع کنید، کارهایی که برایش برنامه‌ریزی کرده‌اید را مرور کنید و نگاهی هم به تقویم آن روز بیندازید.

مسئولیت‌پذیر و متعهد بودن

در ابتدای هر هفته، برای دوستی که تعهداتتان را با او به‌اشتراک می‌گذارید کارهایی که قرار است تا آخر هفته تکمیل کنید را بفرستید، و سپس، وقتی هفته به پایان رسید، با او کارهای انجام یافته را مرور کنید.

فهرست دستاوردها

به‌جای تمرکز روی فهرست کارهایی که باید انجام بدهیم، بابت کارهایی که انجامشان داده‌اید سپاسگزار باشید.

یک فهرست از دستاوردهای خود در طول هر هفته داشته باشید، و وقتی هفته به پایان رسید، برای کارهایی که انجام داده‌اید جشن بگیرید.

 

منبع: وب سایت alifeofproductivity.com

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۲: مدیریت زمان در حقیقت مدیریت خودت است

مدیریت زمان اشتباه است! زمان تنها متغییری است که حتی قابل تاثیرگزاری نیست، چه برسد به مدیریت. استفاده صحیح از زمان بسیار سخت است، چون شما هرگز نمی توانید لحظه ای که گذشته است را بازیابی کنید.

استیون کاوی.

ما نمی توانیم زمان را مدیریت کنیم، زمان فقط می گذرد. ما همگی به یک اندازه و فقط درصد محدودی از آن را بدست می آوریم. ولی مدیریت خودمان، کاملا داستان دیگری است. وقتی می خواهید زمان را مدیریت کنید، در حال تلاش برای مدیریت چیزی هستید که هیچ کنترلی روی آن ندارید. این فقط روشی برای شکنجه خودتان است! ولی وقتی می گویید من می خواهم خودم را بهتر مدیریت کنم، خودتان را به روی مرحله جدیدی از بینش و بصیرت درونی باز می کنید.

پس منظور ما از مدیریت خودمان چیست؟

چون زمان چیزی بیرونی است، وقتی می گویید من می خوام زمانم را مدیریت کنم، شما فقط در حال فرار از مسئولیت پذیری در زندگی تان هستید. از طرفی دیگر وقتی می گویید من می خواهم خودم را مدیریت کنم، شما مسئولیت پذیری کامل برای کاری که انجام می دهید و نتایجی که بدست می آورید را می پذیرید.

مدیریت خود یعنی سعی برای کنترل کردن خودتان. و وقتی سعی می کنید خودتان را کنترل کنید متوجه می شوید کمتر از آنی که فکر می کنید روی خود کنترل دارید! معمولا افراد توانایی خود را در کنترل خود دست بالا می گیرند. برای مثال تصمیم بگیرید برای ۳۶ ساعت روزه بگیرید. هیچ چیزی نخورید.  تا چند ساعت می توانید به این چالش ادامه دهید و از آن خارج نشوید؟

یکی از مهمترین چیزهایی که به درک آن می رسیم این است که ما تقریبا شبیه ربات ها هستیم. هر روز صبح بیدار می شویم. همان کارهای تکراری روزهای قبل را انجام می دهیم. به همان افکار فکر می کنیم و همان احساسات را داریم و آنقدر این رفتار های تکراری را تکرار می کنیم تا به نقطه ای می رسیم که هیچ کار متفاوتی نمی توانیم انجام دهیم. این در حالی است که خودمان را با این فکر که اگر بخواهیم تغییر کنیم، می توانیم، فریب می دهیم.

تکنیک های زیادی برای مدیریت خودمان وجود دارد که به مرور به آن ها می پردازیم، ولی درک این نکته مهم است که بدانیم مساله اصلی مدیریت خودمان است، نه مدیریت زمان.