نوشته‌ها

گزیده کتاب: انضباط شخصی در ۳۶۵ روز

عنوان کتاب: ۳۶۵ اندیشه تغییر دهنده زندگی درباره خودکنترلی، تاب آوری ذهنی و موفقیت
نوشته مارتین میدوز

روز ۱: در زندگی به روش سخت

زندگی آسان است وقتی که آن را به سختی زندگی میکنید … و سخت اگر سعی کنیـد آن را به راحتی زندگی کنید.
ـــ دیو کیچ

نظم و انضباط شخصی به معنای گذراندن زندگی شما بـه سـختی اسـت: مقاومـت در برابـر وسوسه ها و رضایت فوری، برای دریافت پاداشهای بزرگتر و بهتر در آینده. مطمئناً آسانتر است که از انواع ناراحتی ها اجتناب کنید و هر زمان که بخواهید خود را رهـا کنید، اما در پایان، تمام آنچه از این روش دریافت می کنید، لذت زودگـذر اسـت کـه بـه هزینـه آینده شما تمام میشود، که در غیر این صورت می توانست بسیار بهتر باشد.

فردی با اراده ضعیف را در نظر بگیرید که وقتی با چالشی روبرو میشـود، بلافاصـله انصـراف میدهد. اگر ارزش اصلی او این است که احساس راحتی کند، این فرد بـه چـه چیـز اساسـی در زندگی دست مییابد؟ چگونه این فرد قرار است بحرانی را مدیریت کنـد کـه بایـد بـا آن روبـرو شود؟ حتی یک مشکل نسبتاً ناچیز نیز میتواند به مانعی غیرقابـل حـل بـرای شخصـی تبـدیل شود که زندگی حفاظت شده داشته است و همیشه از آنچـه سـخت یـا ناپسـند اسـت اجتنـاب میکند.

حالا این فرد را با شخصی مقایسه کنید که داوطلبانه زنـدگی خـود را دشـوارتر مـی کنـد. او چالشها را به عنوان فرصتهای رشد جستجو میکند و از آنهـا اسـتقبال مـی کنـد. هـر گرفتـاری خودخواسته او را تقویت میکند، به طوری که بر مشکلات کم و زیاد زندگی غلبه مـی کنـد. روز به روز، او خود را در برابر مشکلات ایمن میکند، دقیقاً به این دلیل که آنها را جستجو مـی کنـد. وقتی زندگی یک ضربه غیرمنتظره به آنها وارد میکند، او آماده است تا از عهده آن برآید زیـرا – به لطف سخت زندگی کردن – او همیشه برای سختیها آماده است.

روز ۲: انتخاب شما

انتخابهای شما در یک لحظه انجام می شود، اما عواقب آن از یک عمر فراتر می رود.
ـــ ام جی دیمارکو

همبرگر چرب و پر کالری بخورید یا سالاد سالم؟ دیر بخوابید و به سختی به موقع سـر کـار بروید یا ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شوید و قبل از اینکه در محل کار روزانه خود به کار خـود بپردازید، در شغل جانبی خود مشغول به کار شوید؟

با وجود دهها بار شنیدن “نه”، به لحظه رد شدن و بلعیدن غرور خود توجه نمیکنیـد و بـه کار ادامه می دهید؟

فقط یک لحظه طول میکشد تـا انتخـابی اشـتباه انجـام دهیـد و آینـده خـود را بـه خطـر بیندازید. آنچه امروز به عنوان تصمیم ناچیز احساس میشود میتواند تأثیرات ماندگار و بزرگـی در آینده شما داشته باشد.

هر انتخاب یک سابقه ایجاد میکند و هنگامی که چندین بار پشـت سـر هـم یـک تصـمیم اشتباه میگیرید، این روال همیشگی شما میشود.

در حالی که هر از گاهی یک همبرگر به طور کلی تـلاش شـما بـرای کـاهش وزن را از بـین نمیبرد، دست کم گرفتن تأثیر تکرار انتخاب اشتباه میتواند در طول بقیه زندگی عمیقا بر شما تأثیر بگذارد.

هر بار که با تصمیم گیری بین اعمال خود انضباطی و آسان گرفتن کارها روبـرو شـدید ، بـه خود یادآوری کنید که انتخابی که امروز انجام میدهید تنها بر لحظه فعلی تأثیر نمیگذارد. یک تصمیم لحظه ای میتواند برای سالها یا حتی دهه ها در آینده شما انعکاس یابد.

روز ۳: انسان بودن

نیروی اراده همان چیزی است که ما را از حیوانات جدا می کند. توانایی کنترل انگیزه های مـا، سبب مقاومت در برابر وسوسه می شود تا در بلند مدت آنچه را که برای ما درست و خـوب اسـت انجام دهیم، نه کاری که اکنون می خواهیم انجام دهیم.

ـــ روی باومایستر

انسانها توانایی آن را دارند که در ازای آیندهای بهتر، برخلاف اصرارهای خـود عمـل کننـد. متأسفانه، بسیاری از مردم با این اصل زندگی می کنند که “اگر الان احساس خوبی داشـتیم، آن را انجام می دهیم، و اگر نداریم، آن را انجام نمی دهیم”.

تسلیم شدن در وسوسه های خود در هر زمان که احساس کردید کار درستی انجام می دهیـد مثل این است که به نوعی از انسانیت خود چشم پوشی کنید. شما به عنوان یک انسان بـاهوش، توانایی گرفتن تصمیم هایی دارید که مبتنی بر تفکر منطقی باشد، نه فقط غرایز خود.

به جای تسلیم شدن در برابر ابتدایی ترین خواسته های مغز، سعی کنید انسان بهتری باشـید و با استفاده از “عضله اراده” خود، انسانیت خود را در آغوش بگیریـد. ابتـدایی تـرین غرایـز شـما ممکن است آسایش موقتی ایجاد کند، اما به ندرت برای طولانی مـدت خـوب هسـتند، مگـر در مواردی که تهدیدی برای زنده ماندن وجود داشته باشد.

روز ۴: ایجاد سیستم

من برای نظم و انضباط شخصی ارزش زیادی قائل هستم، اما ایجاد سیستم هـایی کـه رفتـار نادرست را غیرممکن می کنند قابل اعتمادتر از خود کنترلی است.
ـــ تیم فریس

بسیاری از مردم تصور می کنند که داشـتن نظـم شخصـی بـه معنـای ایـن اسـت کـه شـما می توانید در مقابل یک تکه کیک خوشمزه بنشینید و ساعتها بدون اینکه آن را بخوریـد بـه آن خیره شوید. آنها تصور می کنند مقاومت در برابر وسوسه ها مانند شـوالیه ای اسـت کـه از پادشـاه خود در برابر دشمن دفاع می کند.

اگر هر شب به مکانهای خطرناک بروید، احتمال کتک خوردن شما بیشـتر از فـردی اسـت که شب های خود را در خانه با کتاب می گذراند. به همین ترتیب، بهترین راه بـرای محافظـت از خود در برابر وسوسه ها، پرهیز از آنهاست و برای این منظور، آماده سازی شـرایط محیطـی ارزش بیشتری از کنترل خود دارد.

اگر در خانه غذاهای ممنوع داشته باشید، احتمال شکستن رژیم غـذایی بیشـتر اسـت. پـس بیرون بردن این غذاها از خانه عملی ساده است که بـه اراده کمـی احتیـاج دارد. اگـر سـه زنـگ هشدار مختلف تنظیم کنید و آنها را دور از تخت خود قرار دهید، احتمال خواب ماندن شـما در اول صبح کمتر است.

با قرار دادن موانع در مسیر مشکلات، خود را برای شرایط دشوار آماده کنیـد، قبـل از اینکـه اراده شما آزمایش شود. سیستم خود کنترلی شما برخی از کارهای سنگین را برای شـما انجـام می دهد و باعث می شود که از منابع نظم و انضباط و اراده خود بـرای موقعیـتهـای غیـر برنامـه ریزی شده، هنگام ظهور آنها استفاده کنید.

روز ۵: بَرده خود

قبل از شکایت از این که برده دیگری هستید، مطمئن باشید که برده خود نیستید. به درون خود نگاه کنید؛ شما می توانید در زندگی روزمره خود، بردگی افکار، بردگی آرزوها و بردگی عادات را مشاهده کنید. اگر این ها را تسخیر کنید و از بردگی خویشتن دست بکشید هیچ انسانی قدرت تسلط بر شما را نخواهد داشت.
– جیمز آلن

مقصر دانستن دیگران آسان است: این که شما نمی توانید به یک رژیم غذایی پایبند باشید تقصیر شما نیست! به این دلیل است که دوستانتان دائماً شما را وسوسه می کنند تا چیزی برای خوردن با آنها بگیرید!

این که نمی توانید امور مالی خود را کنترل کنید تقصیر شما نیست! این شرکت های فریبکار هستند که پول زیادی صرف تبلیغات می کنند و شما قادر به تغییر زندگی خود نیستید. این که شما فاقد اراده برای ورزش هستید تقصیر شما نیست! مردم همیشه چیزی از شما می خواهند و شما هرگز وقت لازم برای ایجاد این عادت سالم را ندارید.

واقعیت تلخ است. در حالی که شرایط خارجی می توانند بر شما تأثیر بگذارند، اما اینکه چه چیزهایی زندگی را کنترل می کنند یا نه فقط به شما بستگی دارد. دقیقاً همانطور که جیمز آلن گفت، هنگامی که به تسلط بر خود برسید، هیچ فرد (و هیچ چیز) قدرت بردگی شما را نخواهد داشت.

دفعه بعدی که عدم انضباط خود را به عامل بیرونی نسبت دادید، دوباره فکر کنید. آیا فردی که در کنار شما شکلات می خورد آنچه را در دهان خود قرار می دهید را کنترل می کند یا شما با اراده خودتان شکلات را می خورید؟

روز ۶ :ابر انسانها

زندگی می تواند بسیار وسیع تر باشد اگر شما واقعیت ساده ای را کشف کنید: همه چیز در اطراف شما که آن را زندگی می نامید توسط افرادی ساخته شده است که هوشمندتر از شما نبوده اند. شما می توانید زندگی را تغییر دهید، می توانید بر آن تأثیر بگذارید، می توانید وسایلی برای خود بسازید که دیگران از آن استفاده کنند.

– استیو جابز

 

علی رغم وجود فیلم های مربوط به ابر انسانها، آنها واقعاً وجود ندارند. خبر تکان دهنده ای است. هیچ کس – از جمله بزرگترین نوابغ جهان – یک انسان فوق بشری نبوده، نیست و یا نخواهد بود.
با نگاه کردن به دستاوردهای افرادی که دنیای اطراف شما را تغییر می دهند، ناگهان واقعیت مذکور به آسانی فراموش می شود. به هر حال، آنها بسیار عالی به نظر میرسند – بسیار سازنده، باهوش، زیبا، خلاق، دارای پشتکار، قوی … و لیست ویژگیهای برتر ادامه دارد.

اما در پشت صحنه، همه افراد در گوشه ای از زندگی خود در حال مبارزه هستند. من نویسنده چندین کتاب در مورد نظم و انضباط شخصی هستم، اما به این معنی نیست که هرگز با کنترل خود مبارزه نمی کنم. من با مشکلات مشابه هر فرد دیگری روبرو هستم و تنها تفاوت در این است که من کشف کرده ام که چگونه برخی از آنها را کمی موثرتر اداره می کنم. من سهم کافی از شکستها را داشته ام، خودم را قادر به مقاومت در برابر برخی وسوسه ها نمی دانم، و برخی از اهداف بلند مدت را به خطر می اندازم زیرا در مقابل جذابیتهای فوری تسلیم شدم.

این وضعیت انسان است. افرادی که به نظر شما بسیار موفق هستند، تفاوت چندانی با شما ندارند. بسیاری از آنها در گذشته از اراده کمتری نسبت به شما در حال حاضر برخوردار بودند و ممکن است بسیاری از آنها از یک جنبه نظم بیشتری داشته باشند اما از جنبه دیگر نظم کمتری دارند.

تبدیل شدن به شخصی با نظم و انضباط در اختیار همه است. برای توسعه خویشتن داری نیازی به برنده شدن در قرعه کشی ژنتیک یا عضویت در یک باشگاه معروف نیستید – و نه شما و نه هر کس دیگری هرگز به تسلط دائمی و بدون نقص بر تمام جنبه های زندگی دست نخواهید یافت. آن را بپذیر و خودت را نیز بپذیر.

روز ۷ :فقر و انضباط شخصی

تحقیقات نشان داده است که استرس اقتصادی سبب کاهش شناخت ما از اطرافمان می شود. نگرانی در مورد صورتحساب ها، خورد و خوراک یا سایر مشکلات مالی، ظرفیت کمتری برای پیش بینی یا اعمال نظم و انضباط در ما باقی می گذارد. بنابراین، فقر نوعی مالیات روحی است.

– نیکلاس کریستف

استرس مالی (یا به همین دلیل، انواع استرس) توانایی شما را برای به تأخیر انداختن رضایتمندی کاهش می دهد. در نتیجه، در افراد فقیر مقاومت در برابر وسوسه ها سخت تر می شوند. در پایان، آنها در یک چرخه معیوب گیر می افتند، آنها نمی توانند از فقر فرار کنند زیرا این، فشار روانی مداوم تحمیل می کند و آنها را به سمت تصمیم گیری های بد سوق می دهد. نه تنها از نظر مالی، بلکه همچنین در مورد کسانی که به سلامت آنها مربوط می شوند از جمله روابط و آینده.

آیا این بدان معناست که اگر از نظر مالی در تلاش هستید، زندگی بدی دارید؟ این طور نیست. به عهده گرفتن مسئولیت شخصی و آگاهی یافتن از منشأ مشکل می تواند به شما کمک کند تا پیش بروید و شرایط خود را پشت سر بگذارید.

راه اندازی یکی از مشاغلم سبب بدهکاری من شد. این مشکل سبب ایجاد فشار روانی بی نظیری بر من شد. هر کاری می کردم، همیشه در ذهنم این فکر وجود داشت که چگونه بدهی ام را پس بدهم. این تجربه به من فهماند با آنکه می گویند پول خوشبختی نمی آورد، اگر سرمایه حداقل چند ماهه ای به عنوان پس انداز در بانک نگهداری شود، به معنای تفاوت بین زندگی نسبتاً بدون استرس و ترس روحی شکننده است که می تواند هزینه فوری و مهمی را پوشش دهد.

اگر با امور مالی دست و پنجه نرم می کنید، بهتر است هر چه سریع تر پرداخت بدهی و ایجاد صندوق اضطراری با حداقل سه تا شش ماه هزینه های اساسی زندگی را در اولویت های خود قرار دهید. این کار علاوه بر بهبود سلامت مالی، به طور چشمگیری استرس را کاهش می دهد و توانایی شما برای به تأخیر انداختن رضایت و انتخاب های بهینه و به نفع آینده را تقویت می کند.

روز ۸: ضروریات غیرضروری

اپیکور می خواست چیزهایی را که فکر می کرد به آنها نیاز دارد را بررسی کند تا بتواند تعیین کند که بدون کدام یک از آنها می تواند زندگی کند. او فهمید که در بسیاری از موارد، ما برای بدست آوردن چیزی سخت کار می کنیم زیرا اطمینان داریم که بدون آن بدبخت خواهیم شد. مشکل این است که ما می توانیم بدون برخی از آنها کاملاً خوب زندگی کنیم، اما اگر سعی نکنیم بدون آنها زندگی کنیم نمیدانیم که کدامها ضروری هستند.
– ویلیام بی. ایروین

اپیکوروس، فیلسوف یونان باستان، اگر می خواست فلسفه خود را گسترش دهد، در دوران معاصر با انبوهی از گزینه ها مواجه می شد. ما در جهانی زندگی می کنیم که شما احساس می کنید لیاقت داشتن تجملاتی را دارید. در واقع، آنها نه تجملات بلکه ضروریات هم محسوب نمی شوند زیرا اکثر مردم به اشتباه فکر می کنند بدون آنها نمی توانند زندگی کنند.

مشکل اشتباه در تشخیص ضروریات برای تجملات این است که در صورتیکه فقط برای رسیدن به آنها باید کار زیادی انجام دهید، دیگر نمی توانید انضباط شخصی قدرتمندی ایجاد کنید.

شخصی که معتقد است برای دریافت کالری کمتر باید همبرگر، پیتزا یا نان بخورد، چگونه می تواند لاغر شود؟ چگونه ممکن است فردی که فکر می کند اجاره یک اتومبیل جدید برای دو سال ضروری است، انضباط شخصی کافی را برای صرفه جویی در هزینه و “محروم کردن” خود از آنچه که یک نیاز اساسی انسانی است، اعمال کند؟

در دوره های خاصی از زندگی خود بدون اینکه چیزی را ضروری بدانید زندگی کنید. این کار چند مزیت مهم دارد:

  • اول: شما داوطلبانه خود را در موقعیت ناخوشایندی قرار خواهید داد که به شما کمک می کند تا منطقه راحتی خود را گسترش دهید و انعطاف پذیری ذهنی خود را توسعه دهید.
  • دوم، شما خواهید فهمید که آیا واقعاً به این چیز در زندگی خود نیاز دارید یا خیر و اگر متوجه شوید که آن چیز ضروری نیست، این فکر برای شما فراهم می کند که چند چیز دیگر در زندگی شما هستند که به اندازه تصور شما مهم نیستند.

سپس این فرایند می تواند به شما کمک کند چیزهای غیر ضروری را از زندگی خود حذف کنید و منابع لازم برای تمرکز بر آنچه مهم است را آزاد کنید. سرانجام، شما توانایی خود را برای احساس خوشبختی با ضروریات کمتر افزایش خواهید داد از جمله خوشحال بودن در شرایطی که از وجود چیزی ضروری بی بهره هستید.

برای مطالعه ادامه مطلب تلگرام دستیار من را دنبال کنید…

خلاصه کتاب: ۲۱ روش عالی برای مدیریت زمان و دو برابر کردن بهره وری

برای شنیدن متن کامل هر درس در تلگرام، روی عنوان هر درس کلیک کنید.

زمانتان را مدیریت کنید و کارایی تان را دو برابر کنید

در وصف همه افراد موفق می گویند که بسیار منظم هستند و میدیریت زمان خوبی دارند خوشبختانه مهارتهای مدیریت زمان با تمرین و تکرار قابل یادگیری هستند.شما میتوانید با به کار بستن مفاهیمی که در آستانه یادگیریشان هستید، یکی از پر بار ترین افراد در رشته خودتان بشوید.

برایان تریسی دراین زمینه صاحب نظر است. او بدون دیپلم از دبیرستان شروع کرد و با کارش خود را بالا کشید تا مدیر اجرایی یک شرکت ۲۶۵ میلیون دلاری شد. تریسی بیش از ۲۰ سال به مطالعه مدیریت زمان پراخت. او در این زمینه ها دهها کتاب خواند در سمینارهای بی شماری شرکت کرد، از برنامه ریزهای زمانی استفاده کرد و به برنامه های آموزشی صوتی گوش داد.

او در نهایت سیستم مدیریت زمان خودش را سازمان داده و آنرا به هزاران نفر در سراسر دنیا اموزش داد. آنچه میشنوید بیست و یکی از بزرگترین ایده ها در باره کارایی شخصی است که تا به حال کشف شده است . این ایده ها میتوانند زندگی شما را متحول کند.

درس اول: تصمیم بگیرید

هر تغییر مثبتی در زندگی با یک تصمیم واضح و صریح شروع می شه. تصمیم بگیرید که از طریق همین مجموعه ۲۱ قسمتی، در مدیریت زمان ماهر بشید و اصولی رو که به مرور با هم یاد می گیریم به خوبی در زندگی تون بکار بگیرید. در دفترتون بخشی رو برای تمرینات این کتاب جدا کنید و بعد از شنیدن هر درس اون تمرینات رو انجام بدید.

برای درس اول در دفترتون بنویسید که چه تصمیماتی باید بگیرید تا در مسیر رسیدن به رأس رشته کاری تون قرار بگیرید؟ چه کارهایی رو باید شروع کنید و از انجام چه کارهایی باید دست بکشید؟

طی مرور و انجام تمرین های درس های این کتاب، هر جا سوال، نکته یا تجربه ای مرتبط براتون پیش اومد، در بخش کامنت های مرتبط با فایل یا در کلوپ دستیار من مطرح کنید.

درس دوم: برای خودتان اهداف و مقاصد روشنی ایجاد کنید

موفقیت فقط به ۲ چیز نیاز داره: اول اینکه دقیقاً مشخص کنید چه می خواهید. دوم اینکه بدونید به دست آوردنش چه بهایی داره و تصمیم بگیرید اون بها رو پرداخت کنید.

فرمول ۷ قدمی رسیدن به موفقیت:

  1. در هر بخش از زندگی، چیزی رو که می خواهید رو دقیقاً مشخص کنید.
  2. اون رو به وضوح و با جزئیات بنویسید.
  3. برای رسیدن هدفتون مهلت تعیین کنید.
  4. لیست تمام کارهایی که برای رسیدن به هدفتون لازم است انجام دهید رو بنویسید.
  5. لیستتون را در غالب یک برنامه مرتب کنید.
  6. برای عملی کردن برنامه تون اقدامی بکنید.
  7. هر روز کاری بکنید که شما را به سوی مهمترین هدفتون در اون زمان پیش ببره.

تمرین:

برای درس دوم یک برگ کاغذ بردارید و ۱۰ هدفی که می خواهید در ۱۲ ماه آینده به اون برسید رو یادداشت کنید. بعد مهترین هدف لیست رو انتخاب کنید و اون رو بالای یک صفحه دیگه بنویسید و براش مهلت تعیین کنید. برای عملی کردن برنامه تون هر روز کاری بکنید.

درس سوم: برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید

برنامه ریزی روزانه برای اینکه کارایی تونو دو برابر کنید، کاملا ضروری یه. همه افراد موفق برای برنامه ریزی کارهاشون از قبل وقت زیادی صرف می کنند.

قانون ۱۰/۹۰ می گه ۱۰ درصد اول زمانی که قبل از شروع کار برای برنامه ریزی صرف می کنید، باعث صرفه جویی در ۹۰ درصد زمان لازم برای انجام اون کارها می شه.

تمرین:

لیست اهداف بلند مدتتون رو بنویسید. ابتدای هر ماه لیست اهداف ماهانه تهیه کنید و بعد، اون رو به لیست های هفتگی تقسیم کنید. مشخص کنید کارهای این ماه رو چه زمانی شروع و تکمیل می کنید و در نهایت شب قبل هر روز، لیست اهداف روزانه روز بعد رو تنظیم کنید.

درس چهارم: از روش الف، ب، پ، ت، ث برای اولویت گذاری استفاده کنید

کلید دو برابر کردن کارایی تون در هر ضمینه ای از کار یا در هر زمان از عمرتون اینه که مهمترین وظیفه تون رو انتخاب کنید و بعد خودتون رو منضبط کنید که روی اون وظیفه کار کنید تا تموم بشه. تمام مدیریت زمان حول این موضوع می گرده که به شما کمک کنه مهمترین کاری رو که می تونید انجام بدید رو قبل ار شروع در ذهنتون روشن کنید. کار مهم چیزی یه که اگر انجام بشه یا نشه پیامدهای بزرگی خواهد داشت.

تمرین:

لیست کارهاتون رو بنویسید و کنار هر کدوم از اونها نسبت به اهمیت اون یکی از حروف الف تا ث (ABCDE) رو قرار بدید. قانون اینه که تا وقتی یک کار الف انجام نشده، سراغ کار ب نرید و تا یک مورد ب انجام نشده سراغ یک مورد پ. کارهایی که می تونید به دیگران بسپارید رو به دیگران تفویض کنید تا وقتتون برای کارهای الف آزاد بشه. موارد ث رو کنار بزارید. بعد از اون کارهای الف رو به ترتیب اهمیت با قراردادن ۱ ۲ ۳ اولویت بندی کنید. کارها رو با انضباط از الف ۱ شروع کنید.

درس پنجم: کار فوری را از کار مهم تفکیک کنید

کارهای روزانه رو می شه به ۴ دسته تقسیم کرد:

  1. دسته فوری و مهم.
  2. مهم و غیر فوری.
  3. فوری و غیر مهم.
  4. نه مهم و نه فوری.

تمرین:

کلید دو برابر کردن بهره وری تون اینه که زمان بیشتری رو صرف دسته اول، فوری و مهم کنید و بعد به فعالیت های دسته دوم، مهم و غیر فوری بپردازید. و کارهای دسته ۴، نه مهم و نه فوری رو فراموش کنید. همیشه به نتایج بلند مدت کارهاتون فکر کنید.

درس ششم: قانون کارایی به اجبار را به‌کار بگیرید

این قانون می گه هیچ وقت برای تمام کارها وقت کافی نیست. اما همیشه برای انجام مهترین کارها وقت کافی هست. هر وقت که اجبار داشته باشید یک کار مهم رو انجام بدید، سرتون رو پایین می اندازید و کار رو قبل از رسیدن به مهلتش تمام می کنید.

تمرین:

این چهار سوال رو برای افزایش بهره وری از خودتون بپرسید:

۱. قبل از شروع کار بپرسید با ارزش ترین استفاده از وقت من چیه؟
۲. از خودتون بپرسید من رو دقیقا برای انجام چه کاری استخدام کرده اند؟
۳. چه کاری رو می تونید انجام بدید که اگر درست انجام بشه می تونه یک تغییر مثبت ایجاد کنه؟
۴. در این لحظه ارزشمندترین استفاده من از وقت چیه؟

درس هفتم: قانون ۸۰/۲۰ را به‌کار بگیرید

قانون ۸۰/۲۰ یا اصل پارتو یکی از قدرتمند ترین اصول مدیریت زمانه. این قانون می گه ۲۰ درصد کارهایی که انجام می دید، حداقل ۸۰ درصد ارزش همه کارهایی که می کنید رو ایجاد می کنه. اگر ۱۰ کاری که در یک روز انجام می دید رو لیست کنید، ۲ تا از اونها با ارزش تر از مجموع همه موارد دیگه می شن. هدف شما در اینجا بایستی تمرکز آگاهانه روی این ۲۰ درصد باشه.

تمرین:

از اونجایی که نمی تونید تمام کارهاتون رو انجام بدید، تنبلی سازنده داشته باشید. این یعنی در انجام کارهای ۸۰ درصدی که ارزش کمتری برای زندگی و اهدافتون دارند تنبلی کنید و نه در کارهای با ارزش ۲۰ درصدی تون. هنگام برنامه ریزی مشخص کنید کدوم کارها جزو ۲۰ درصد هستند و به روی اون ها متمرکز باشید.

درس هشتم: در اوج انرژی‌تان کار کنید

کارایی بالا نیاز به سطوح بالای انرژی جسمی ذهنی و احساسی داره. برای ایجاد و حفظ سطوح بالای انرژی، باید تغذیه مناسب، استراحت مناسب و ورزش مناسب داشته باشید. یک رابطه مستقیم بین سلامت جسمی و انرژی از یک طرف و میزان بالای کارایی از طرف دیگه وجود داره.

تمرین:

هر شب حداقل ۷ تا ۸ ساعت بخوابید. هر هفته حداقل یک روز کامل کار نکنید و به استراحت بپردازید. ساعاتی که در اون بیشترین هوشیاری دارید رو مشخص کنید و کارهای خلاقانه و سخت رو در اون ساعات و در اوج انرژی تون انجام بدید.

درس نهم: در فعالیت های کلیدی‌تان یکباره کاری کنید

یکباره کاری یا تمرکز کامل روی یک کار، از همون روز اول که شروع به اجراش می کنید، کارایی شما رو تا ۵۰ درصد یا بیشتر بالا می بره. بکارگیری این تکنیک باعث موفقیت آندره کارنگی شد. یادتون باشه ۲ کلید موفقیت عبارتند از تمرکز و حواس جمعی. توانایی شما برای اینکه بدون حواس پرتی روی یک کار متمرکز بمونید، بیشتر از هر عادت دیگه ای باعث موفقیت شما می شه.

تمرین:

همه کارهایی که باید انجام دهید رو لیست کنید، مهمترین مورد در لیستتون رو انتخاب کنید که با ارزش ترین استفاده از وقتتونه، بعد شروع به کار روی اون مهمترین کار کرده و خودتونو منضبط کنید تا کامل شدن ۱۰۰ درصدی سر اون کار بمونید.

درس دهم: قورباغه را بخورید!

قورباغه شما بزرگترین، زشت ترین، سخت ترین و چالش برانگیزترین و در عین حال مهمترین کاری یه که باید در اون روز انجام بدید. کارهایی که می تونن بزرگترین تغییرات رو در حرفه یا زندگی تون بوجود بیارن بلااستثناء کارهای بزرگ و سختی هستند که بیشتر از همه در انجامشون تنبلی می کنید.

تمرین:

تمام کارهای روز بعد رو شب قبل لیست کنید. با استفاده از روش الف، ب، پ، ت، ث فهرست رو الویت بندی کنید. فردا کار الف، یعنی مهمترین کار رو وسط میز گذاشته و خودتون رو منضبط کنید قبل هر کاری اون کار رو انجام بدید و روش متمرکز بمونید تا تموم بشه.

درس یازدهم: محیط کارتان را مرتب کنید

افراد بسیار کارا روی یک میز کار تمیز کار می کنند. امروزه حداقل ۳۰ درصد زمان کاری صرف گشتن به دنبال چیزی می شه که سرجاش نیست. هر وقت شک داشتی چیکارش کنی، بیندازش دور! آشغال جمع کنی از فقر کودکی ریشه می گیره! محیط کارتون رو تمیز نگه دارید و در هر زمان فقط یک چیز رو جلوی خودتون قرار بدید.

تمرین:

برای تمام کاغذهاتون از فرمول ب الف ع ب استفاده کنید:

  • بیندازید: چیزهای غیرلازم مثل تبلیغات پستی و اشتراکات نالازم رو قبل از اینکه مجبور به خوندنش بشید دور بیندازید.
  • ارجاع: کارهایی که دیگران باید به اون رسیدگی کنن رو به دیگران ارجاع دهید.
  • عمل: از یک پوشه عمل استفاده کنید که در اون کارهایی رو قرار می دید که در آینده باید به اون ها رسیدگی کنید.
  • بایگانی: کاغذ ها و مدارکی که ممکنه بعدها به اونها احتیاج داشته باشید.

درس دوازدهم: از زمان سفر استفاده سازنده کنید

هر شخصی به‌طور متوسط هر سال بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ ساعت در ماشینش می نشینه. این زمان مساوی یک تا دو ترم دانشگاهی تمام وقته. شما فقط با گوش دادن به برنامه های آموزشی صوتی هنگام رانندگی می تونید معادل ارزش آموزشی تحصیل تمام وقت در دانشگاه رو کسب کنید. ماشینتون رو تبدیل به یک دانشگاه متحرک کنید.

تمرین:

تصمیم بگیرید که از امروز به بعد ماشینتون هیچ وقت بدون پخش یک برنامه آموزشی حرکت نکنه. قبل سفر برای سفرتون برنامه ریزی کنید. با دقت وسایل سفر رو بردارید تا مطمئن بشید برای تبدیل اون به یک سفر با ارزش، همه چیزهای لازم رو دارید. بجای گوش کردن به رادیو، ماشینتون رو به یک کلاس درس متحرک تبدیل کنید.

درس سیزدهم: در کارهای کلیدی تان بهتر شوید

هر چه در کارهای مهمتون بهتر بشید، وقت کمتری می برید تا اون ها رو به همون خوبی و یا بهتر از قبل انجام بدید. این کار تاثیر شگرفی روی بهره وری و درآمد شما داره.

تمرین:

از خودتون بپرسید کدام مهارته که اگر در خودتون ایجادش کنید و پیوسته به نحو عالی به کار بگیرید، بزرگترین تاثیر مثبت رو بر حرفه تون می زاره؟ وقتی این مهارت کلیدی رو شناسایی کردید اون رو بنویسید، براش مهلت تعیین کنید و بلافاصله اقدام کنید. تا از نتایج شگرف این اصل مدیریت زمان در دگرگون کردن زندگی تون بهره مند بشید.

درس چهاردهم: بی وقفه کار کنید

در خودتون احساس اضطرار و ضرب آهنگ سریع و میل به عمل ایجاد کنید. سرعت بگیرید. همین حالا انجامش بدید. امروزه نیاز شگفت انگیزی به سرعت وجود داره و کسانی که کارها رو سریع و خوب انجام می دن نسبت به افراد کندتر، بهتر، ارزشمندتر و تواناتر به حساب می یان.

تمرین:

سریع تصمیم بگیرید. هر کاری که انجام اون کمتر از ۲ دقیقه طول می کشه رو همون لحظه و بدون برنامه ریزی براش انجام بدید. وقتی نیاز یا فرصتی پیش می یاد سرعت به خرج بدید و کاری بکنید که به سرعت و قابل اطمینان بودن شهرت پیدا کنید. این کار می تونه بیشتر از حد تصورتون درها رو به روتون باز کنه و فرصت های بیشتری رو در اختیارتون قرا رمی ده که کارهای بیشتری رو سریع و خوب انجام بدید.

درس پانزدهم: کارتان را باز مهندسی کنید

بیشتر فرآیندهای کاری و مشاغل امروز کارهای چند مرحله ای هستند که بایستی به ترتیب انجام بگیرند. این در حالی یه که به مرور زمان تعدادی از این مراحل کم باز ده، غیر ضروری و بیهوده می شن. اما در هر حال به میزان زمان انجام اون کار اضافه می کنن.

تمرین:

هر کار بزرگی که قراره انجام بدید رو بردارید و تمام مراحل اجرایی اون رو بنویسید. بعد هدفتون این باشه تا تعداد این مراحل رو تا ۳۰ درصد کاهش بدید. به دنبال راه هایی باشید تا چند مرحله رو یکی کنید یا مراحلی که دیگه لازم نیستند رو حذف کنید. همیشه از خود بپرسید چرا این کار رو به این روش انجام می دم و آیا می تونه روش بهتری برای انجام این کار باشه؟

درس شانزدهم: خودتان را هر سال بازآفرینی کنید

ما در دوران بزرگترین تغییرات در تاریخ بشریت زندگی می کنیم. اوضاع در همه زمینه ها و در همه جهات اونقدر سریع تغییر می کنه که باید دائماً در حال بازسازی و باز آفرینی خودتون و زندگی تون باشید.

تمرین:

حداقل سالی یکبار عقب بیاستید و به تمام جنبه های زندگی تون نگاه کنید تا معلوم کنید آیا این چیزیه که می خواهید ادامه اش بدید یا نه. تصور کنید باید همه چیز رو از ابتدا شروع کنید. چه چیزی رو بلافاصله شروع می کردید و چه چیزی رو اصلاً شروع نمی کردید؟ تصور کنید کارتون رو دارید از اول شروع می کنید و می تونید به هر جهتی برید و عملاً هر کاری بکنید، چه کاری رو انتخاب می کردید؟ وقتی بصورت منظم عقب بیاستید و از این دیدگاه ها به زندگی تون نگاه کنید، شروع می کنید به دیدن انواع و اقسام فرصت ها برای تغییر کاری که می کردید. این کلید واقعی افزایش کارایی تونه.

درس هفدهم: دائماً به تفکر از صفر بپردازید

وقتی به وقت اندوز ها و وقت تلف کن ها فکر می کنید، معمولاً مزاحمت های غیر منتظره یا تماس های تلفنی به فکرتون می رسه. اما بزرگترین وقت تلف کن شما اینه که به پیگیری یک کار، شغل، حرفه یا رابطه ادامه بدید که براتون نامناسبه. خیلی افراد با انجام کاری که واقعاً دوست ندارند یا از اون لذت نمی برن، سال های زیادی از زندگی شونو تلف می کنن. بعد در سی و چند سالگی مجبور می شن در یک شغل کاملاً جدید دوباره از اول شروع کنن.

تمرین:

مرتب از خودتون بپرسید آیا چیزی در زندگی من هست که اگر قرار بود اون رو از اول شروع کنم با دانستن چیزهایی که الان می دونم دوباره اون کار رو نمی کردم؟ کدوم یک از کارهایی که امروز مشغولش هستید، رابطه هایی که امروز دارید یا سرمایه گذاری هایی که کردید رو اگر می خواستید تازه اون رو شروع کنید با دونستن چیزهایی که امروز می دونید اون کارها رو نمی کردید؟ اگر موردی هست، سوال بعد اینه که چطور از این موقعیت بیرون بیام؟ هر شرایطی اگر ناراحت کننده باشه احتمالاً تغییر نخواهد کرد و با گذشت زمان بدتر هم خواهد شد. آیا جرأت و اراده کافی دارید که با زندگی تون صادقانه و همونطوریکه واقعاً هست روبرو بشید؟

درس هجدهم: تأخرها را دقیقاً تعیین کنید

همه ما تعیین تقدم یعنی مشخص کردن کارهایی که بیشتر و سریعتر انجام می دیم به گوشمون خورده، اما تأخر چیزهایی هستند که اگر هم انجام بشن، کمتر و دیرتر انجام می دیم. واقعیت اینه که شما الان هم دارید زیر سنگینی کارها و زمان ناکافی له می شید، بنابراین برای انجام یک کار جدید یا متفاوت، باید یک کار که الان انجام می دید رو متوقف کنید. برای این کار بایستی تأخرها یا کارهایی که دیگه به اندازه سایر کارها اهمیت ندارن رو بصورت حساب شده تعیین کنید.

تمرین:

به زندگی و کارتون نگاه کنید. از انجام چه کارهایی باید دست بکشید تا بتونید به اندازه کافی زمان خالی کنید تا بیشتر کارهایی رو انجام بدید که باید وقت بیشتری براشون بزارید؟ فقط به اندازه ای که می تونید فعالیت های کم ارزشتون رو متوقف کنید می تونید زندگی تونو تحت کنترل داشته باشید.

درس نوزدهم: زندگی تان را متعادل نگه دارید

علت اینکه کار می کنید اینه که به اندازه کافی پول دربیارید تا از خانواده تون، سلامتی تون و بخش های مهم زندگی شخصی تون لذت ببرید. تا با همسر و فرزندانتون روابط شاد سالم و همراه با آرامش داشته باشید.

متاسفانه اکثر افراد این کار رو وارونه انجام می دن. اونقدر مشغول کارشون می شن که اصلاً یادشون می ره که از اول برای چی می خواستن در کارشون موفق بشن. یادتون باشه حداقل ۸۵ درصد موفقیت شما در زندگی از روابط خوبتون با دیگران می یاد. فقط ۱۵ درصد خوشبختی شما از موفقیت های کاری تون می یاد. بنابراین باید زندگی تون متعادل نگه دارید.

تمرین:

کلیدهای تعادل ساده اند. آرامش خاطر، خوشبختی و زندگی خانوادگی تون رو بزرگترین هدف هاتون بدونید و بقیه زندگی تون رو حول اون ها تنظیم کنید. برای مقاطع زمانی بودن با خانواده تون برنامه ریزی کنید. برای شب ها، آخر هفته ها و مسافرت آخر هفته وقت بگذارید.

فرمول تعادل: در خانه کمیت زمانی که صرف می کنید مهمه و در کار، کیفیت زمانی که صرف می کنید.

درس بیستم: برای هر پروژه ای به دقت برنامه ریزی کنید

پروژه به صورت کاری شامل چند فعالیت تعریف می شه و احتیاج به قدم های متعدد داره که از ابتدا تا انتها کامل بشه. از این دیدگاه، شما در تمام دوران کاری تون یک مدیر پروژه هستید. موفقیت شما در زندگی، درآمدتون و قابلیت ترفیعتون تا حد زیادی بستگی به توانایی شما در کامل کردن کارهای شامل چند فعالیت داره.

تمرین:

برای شروع هر پروژه، نتیجه نهایی ایده ال رو تعریف کنید. تک تک گام های پروژه رو فهرست کنید. فهرست رو بر اساس اولویت وتوالی مرتب کنید. بعد، برای هر بخشی از کار مشخص کنید چه کسی و تا چه مدت زمانی بایستی اون کار رو انجام بده. اجرای پروژه رو به دقت تحت نظر داشته باشید.

درس بیست و یکم: شدیداً عملگرا باشید

امروزه همه عجله دارند و فوق العاده بی صبر هستند. فرد با کارایی بالا، بدون تمایل به حرف زدن بیش از حد درباره کار، دائماً در جنب و جوشه و دست به کار می شه تا اون رو به نتیجه برسونه. شما برای کسب نتیجه، پول می گیرید. نتایج هستند که اهمیت دارند و برای کسب نتایج باید شدیداً عملگرا باشید. هر چه سریعتر حرکت کنید احساس بهتری خواهید داشت، کار بیشتری انجام خواهید داد، انرژی بیشتری خواهید داشت، بیشتر یاد می گیرید، نتیجه بیشتری کسب می کنید، بیشتر پول در می آورید و سریعتر ترفیع می گیرید.

تمرین:

خلاصه فرمول ساده ۲۱ روش عالی برای مدیریت زمان و دوبرابر کردن کارایی:

  1. تعیین کنید خواسته هاتون دقیقاً چه هدفها و مقصودهایی است.
  2. همه کارهایی رو که امروز باید بکنید تا شما رو به سوی دست یابی به هدف ها و مقصودهاتون ببره فهرست کنید.
  3. فهرست هاتونو بر مبنای اولویت مرتب کنید و فعالیت های الف یک یا مهم ترین فعالیت هاتونو انتخاب کنید.
  4. بلافاصله با فعالیت های شماره یک تون شروع کنید و خودتون رو منضبط کنید با تمرکز کامل به اون بپردازید تا ۱۰۰ درصد تمام بشه.
  5. برای خودتون این کلمات فوق العاده رو تکرار کنید: همین حالا انجامش بده! همین حالا انجامش بده!

خلاصه مقاله: ۳ قانون نیوتون برای انجام کارها با بهره وری

ویژگی‌های فیزیکی بهره‌وری: ارتباط قوانین نیوتن با انجام دادن کارها

سه قانون حرکت نیوتن

اجسام در حرکت تمایل دارند در حرکت بمانند. راهی پیدا کنید که کارهایتان را در کمتر از دو دقیقه شروع کنید.

سخت کار کنید، اما روی چیزهای درست کار کنید. شما مقدار محدودی نیرو دارید و مهم است که آن را کجا به‌کار ببرید.

بهره‌وری شما حاصل موازنۀ میان نیروهای مخالف است. اگر می‌خواهید بهره‌وری بیشتری داشته باشید، یا باید به صرف نیرو درمقابل موانع ادامه دهید یا نیروهای مخالف را حذف کنید.

منبع: jamesclear.com

خلاصه مقاله: ۱۰ کار عادی با تلفن همراه که مانع بهره وری کاری می‌شود!

۱. خواندن، جواب دادن و پاک کردن ایمیل‌ها و پیام‌ها

تلفن‌های هوشمند ما را از زمان حال دور می‌کنند. چک کردن ایمیل‌ها به صورت مداوم و بی‌محابا، به راحتی می‌تواند ما را از حالت جاری شدن در بهره وری کاری دور کند و از انجام وظایف عادی هم عقب بی‌افتیم.

۲. عکس گرفتن

بسیار فوق‌العاده است که می‌توانیم هر لحظه از زندگی خود را توسط گوشی موبایل به ثبت برسانیم. اما اگر پاپاراتزی (عکاس سمج) درون ما همیشه فعال باشد، باعث می‌شود از زندگی حال حاضر خود دور شویم و نتوانیم کاری که می‌خواهیم را به درستی انجام دهیم.

۳. بررسی شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به وسواس ما نسبت به زندگی دیگران دامن بزنند. با بررسی مرتب شبکه‌های اجتماعی، نسبت به کارهایی که دیگران انجام می‌دهند حساس و به نشان دادن کار‌هایی که مشغول انجام آن‌ها هستیم وسواسی‌تر می‌شویم.

۴. پیام فرستادن

پیام فرستادن از طریق برنامه‌های پیام رسان یا ارسال اس ام اس به دیگر مردم، شما را بیشتر به روی کارهایی که دیگران مشغول انجام آن‌ها هستند متمرکز می‌کند تا کارهایی که خودتان باید انجام دهید. این کار باعث حواس پرتی شما از هر گونه عملکرد درست و بهره وری کاری می‌شود.

۵. همراه داشتن گوشی همه جا

ما ظرفیت و توانایی خود برای تنها بودن را از دست داده‌ایم. ما واقعا هرگز فضایی برای خود برای فکر کردن، تامل کردن و نائل شدن به بینش نسبت به خود را نداریم تا بتوانیم برخی از کارهایی را شناسایی کنیم که قادر هستیم در آن‌ها بهترین بهره‌وری را داشته باشیم و آن‌ها را رشد دهیم. گوشی همراه ما، جلوی این کار را می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد که حتی به درستی به این موارد فکر کنیم.

۶. دانلود اپلیکیشن‌های بهره‌وری و عملکرد کاری

جاناتان آلپرت، یک روان درمانگر و نویسنده کتاب Be Fearless، فکر می‌کند که اپلیکیشن‌های موبایل زیادی با محوریت برنامه‌ریزی بهره وری کاری وجود دارند که می‌توانند مفید باشند، اما او اعتقاد دارد که تنها تکیه کردن بر آن‌ها یا دانلود آن‌هایی که مناسب کار ما نیستند، در واقع می‌توانند نتیجه معکوس و منفی داشته باشند. بهترین راه برای بهره‌ور بودن، عملکرد مناسب و انجام به موقع کارها، این است که ذهنیت درستی داشته باشیم.

۷. گرفتار شدن توسط نوتیفیکشن‌ها

آیا زمانی که گوشی شما ویبره می‌خورد و نوتیفیکشنی دریافت می‌کنید، حواس خود را نسبت به کاری که مشغول آن هستید به کلی از دست می‌دهید؟ دکتر آلپرت پیشنهاد می‌کند نوتیفیشکن شبکه‌های اجتماعی خود را به کلی قطع کنید. این نوتیفیکشن‌ها از سوی شبکه‌های اجتماعی اکثرا فقط نقش حواس پرتی شما را ایفا می‌کنند و به ندرت حاوی پیامی ضروری هستند.

۸. غرق شدن در حواس پرتی

با اپلیکیشن‌ها، اینترنت و دیگر قابلیت‌های گوشی‌های همراه، شما به راحتی می‌توانید خود را غرق در حواس پرتی نسبت به آن‌ها ببینید. آلپرت می‌گوید خیلی کم پیش می‌آید که مردم آنلاین شوند یا گوشی خود را در دست بگیرند و فقط برای کارهای مورد نظر خود، گوشی را چک کنند. مثلا وقتی آن‌ها برای چک کردن آب و هوا گوشی خود را در دست می‌گیرند، اکثرا این کار به چک کردن ایمیل، پیام‌ها، خواندن خبر یا چک کردن شبکه‌های اجتماعی منجر می‌شود. همه این‌ها باعث حواس پرتی و تاثیر روی بهره وری کاری اشخاص می‌شوند و از انجام وظایف و رسیدن به اهداف دور فاصله می‌گیرند.

۹. نور آبی صفحه گوشی

طبق نظر آلپرت، نور آبی که از صفحه گوشی ساطع می‌شود، می‌تواند روی الگوی خواب ما تاثیر بگذارد. استفاده از گوشی در هنگامی که قصد داریم که بخوابیم، می‌تواند روی توانایی یک فرد برای داشتن استراحتی مناسب تاثیر منفی بگذارد. در نتیجه فقدان استراحت کافی، تاثیر عمیقی روی حالت‌‌ها، سطح انرژی و توانایی ما برای تمرکز و تکمیل وظایف می‌گذارد و نمی‌توانیم به درستی کارهایی که می‌خواهیم را پیش ببریم.

۱۰. داشتن جواب همه چیز

شاید این مورد به طور واضح ربطی به عملکرد و بهره وری کاری ما نداشته باشد، اما همچنان مرتبط است. جوردنا جیکوب، می‌گوید ما قابلیت تعجب و شگفتی خود را از دست داده‌ایم، چرا که خیلی راحت می‌توانیم هر چیزی که به دنبال آن هستیم را پیدا کنیم. برای پیدا کردن جواب هر سوالی، گوشی خود را بر می‌داریم و به سرعت جواب سوال خود را جست و جو می‌کنیم. به عقیده جیکوب این کار فرایند خلاقیت یک فرد را کوتاه و تخیلات ما را می‌سوزاند.


منبع: وب سایت businessinsider.com

خلاصه مقاله: ۹ اشتباهی که در ده دقیقۀ آغازین روز خود مرتکب می‌شوید

نوشیدن قهوه

نوشیدن قهوه برای شروع یک روز کار اصلاً فکر خوبی نیست. زیرا با زمانی که کورتیزول، هورمون استرس، در بدن شما در بالاترین سطح ممکن است تداخل پیدا می‌کند. فقط بین ساعت ۱۰ صبح تا ظهر و یا ۲ ظهر تا ۵ بعدازظهر قهوه بنوشید، در این بازه‌های زمانی کورتیوزل در پایین‌ترین سطح ممکن قرار دارد.

خالی نکردن مغز!

نگاه داشتن اطلاعات بی‌شمار در مغز شاید موجب شود گمان کنید همه چیز در کنترل شماست، حتی اگر چنین چیزی نباشد. یک دفتر یادداشت داشته باشید و پیش از اینکه روز خود را آغاز کنید هر ایده‌ای که به ذهنتان می‌رسد یا هر کاری که باید انجام دهید را در آن یادداشت کنید.

چک کردن ایمیل‌ها به‌عنوان اولین کار

پس از چک کردن ایمیل‌ها ۲۵ دقیقه زمان لازم است تا به مرحلۀ بازدهی برگردید. چک کردن ایمیل‌ها را برای ۳۰ دقیقۀ ابتدای ساعت کاری خود بگذارید. هنگامی که روی کار خود تمرکز کرده‌اید نیز پیام‌رسان ایمیل خود را خاموش کنید.

مستقیم به جلسه رفتن

در تقویم خود ابتدای هر روز را به ملاقات‌های کاری اختصاص ندهید، فقط آنهایی که ناگزیر هستید را بپذیرید.

نشستن روی صندلی

ایستادن در مقایسه با نوشتن به شما کمک می‌کند تسلط و نیروی بیشتری برای یک موقعیت داشته باشید. کمی قدم بزنید و یا از میزهای مخصوص ایستادن برای ده دقیقۀ آغازین روز خود استفاده کنید.

دور بودن از نور طبیعی

در زیر نور طبیعی صبحگاهی قرار گرفتن برای حال‌وهوا، هوشیاری، و سازوکار بدن شما سودمند است. اگر میز شما نزدیک پنجره است، کرکره‌ها را بالا بکشید یا پرده‌ها را کنار بزنید تا نور صبحگاهی در اتاق بتابد. اگر نور ندارید، به فکر سرمایه‌گذاری روی یک جعبۀ لامپ مخصوص باشید.

برای کارهای خود مهلت مشخص تعیین کنید. برای اینکه مهلت‌هایی که تعیین می‌کنید اثرگذار باشند باید آنها را با دیگران در میان بگذارید. فهرست کارها، مهلت‌ها و برنامه‌های خود را به‌طور روزانه با اعضای تیم خود به اشتراک بگذارید.

باز کردن جستجوگرهای وب

بسیاری از ما یک ساعت از روز خود را با چک کردن ایمیل‌های شخصی و شبکه‌های اجتماعی از دست می‌دهیم. زمانی که کار خود را شروع می‌کنید، جستجوگرهای نت خود را ببندید.

انجام هم‌زمان چند کار

کسانی که چند کار هم‌زمان انجام می‌دهند معمولاً کار خود را به خوبی کسانی که روی یک فعالیت تمرکز دارند از پس کار برنمی‌آیند. روز خود را برای افزایش بهره‌وری با تخصیص ۴۰ دقیقه برای هر کار برنامه‌ریزی کنید و ۲۰ دقیقه هم برای کارهای متفرقه اختصاص دهید.


منبع: وب سایت entrepreneur.com

خلاصه مقاله: چگونه در ۱۰ دقیقه صندوق ورودی ایمیل خود را خالی کنیم؟

بعد از تعطیلات یا تمرکمز روی کاری مهم، ایمیل های خوانده نشده ما می تواند به آسانی به بالای ۵۰ ایمیل برسد. این یک هک بهروه وری ایمیلی است که می تواند به شما کمک کند تا در ۱۰ دقیقه به Zero Inbox دست پیدا کنید.

  1. در صندوق ایمیل خود پوشه ای به نام “مرتب سازی” ایجاد کنید.
  2. موضوعی که بیشترین ایمیل های خوانده نشده شما درباره آن است را در نظر بگیرید.
  3. تمام ایمیل هایی که درباره آن موضوع هستند را انتخاب و به پوشه مرتب سازی انتقال دهید.
  4. به سراغ پوشه مرتب سازی بروید و تکلیف همه آن ایمیل ها را مشخص کنید تا اینکه دیگر هیچ ایمیلی باقی نماند.
  5. به صندوق ورودی خود برگردید و برای موضوعی دیگر قدم شماره ۲ را تکرار کنید تا صندوق ورودی شما کاملاً خالی شود.

این روش برای ایجاد تغییرات بزرگ ساده به نظر می رسد، با اینحال حمله به همه ایمیل های خوانده نشده یکی بعد از دیگری بسیار آسان تر از خواندن ایمیل ها با روشی بی ساختار است.


منبع: وب سایت dansilvestre.com

خلاصه مقاله: نیاز به یک روش ساده و موثر برای بدست گرفتن کنترل زندگی خود دارید؟ قانون یک دقیقه را امتحان کنید.

قانون یک دقیقه

طبق این قانون، اگر کاری پیش آمد که می توانستید آن را در یک دقیقه انجام دهید، مانند آویزان کردن کت، خواندن یک نامه و کنار گذاشتن آن، پر کردن یک فرم، پاسخ به یک ایمیل، قرار دادن یک ظرف در ماشین ظرفشویی و … آن را در همان لحظه انجام دهید.

از آنجایی که این کارها خیلی سریع هستند، رعایت این قانون سخت نیست اما نتیجه بزرگی بدست می آید. تحت کنترل درآوردن همه این کارهای کوچک و آزاد دهنده باعث آرامش و کمتر درگیر شدن ذهنی شما می شود.

بهره وری و اولویت ها

نکته دیگر درباره قانون یک دقیقه این است که از آنجایی که هر کاری که پیش می آید را همان لحظه انجام می دهید، دیگر نیازی به تفکر درباره اولویت بندی آن ها ندارید، بنابراین زمان بیشتری برای کارهای بزرگتر دارید.


منبع: وب سایت gretchenrubin.com

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۱۱: اگر می خواهی به بهره وری کامل برسی، بایستی به نسخه ۲.۰ خودت ارتقاء پیدا کنی!

اگر می خواهی به بهره وری کامل دست پیدا کنی، بایستی تفکرت را به مرحله بعدی ببری.
انیشتن می گوید:

“هیچ مشکلی با همان سطح آگاهی که آن را ایجاد کرده است حل نمی‌شود.”

معنی این جمله چیست؟
این یعنی در هر سطح فکری ای که در حال حاضر هستی، در همان سطح و بدون رفتن به سطح بعدی نمی توانی مشکلات قابل توجهت رو حل کنی. زیرا اصولاً بودن در همین سطح باعث خلق آن مشکلات شده است و با سطح آگاهی ای که خود باعث خلق آن مشکل است نمی توان آن مشکل را حل نمود.

یکی از بهترین روشهای حل یه مشکل عمیق این است که فردی را پیدا کنید که سه، پنج یا ده سال سال در مسیر از شما جلوتر باشد. کسی که پنج تا ده سال از شما با تجربه تر است به مشکل شما نگاه خواهد کرد و راه حل برایش بسیار واضح است. اما شما نمی توانید آن راه حل واضح را ببینید و تشخیص دهید. پس نیاز دارید که خودتان را به مرحله بعدی بالا بکشید. از بالا به مشکلاتتان نگاه کنید و ارتفاء بگیرید. دیدگاه، الگو و نحوه نگاهتان به دنیا را عوض کنید. طوری که به خود نگاه می کنید را تغییر دهید.

این عالی است که روزی خودتان را در حالی بیابید که دارید به مسائل متفاوت می نگرید. اگر می خواهید به مرحله بعدی زندگی تان بروید، بایستی چشم اندازتان را تغییر دهید و جهشی کوانتومی انجام دهید. اگر به دنبال خلق بهره وری و دستیابی به بالاترین نتایج حداکثری هستید، بایستی به نسخه ۲.۰ ی خودتان ارتقاء پیدا کنید. نسخه متحول شده بعدی خودتان.

این قسمت آخرین بخش مجموعه ۱۱ اصل بهره وری شخصی بود. در این مجموعه با اصول پایه و ذهنیت هایی آشنا شدید که در طی مسیرتان به سمت بهره وری و موفقیت به آن ها نیاز خواهید داشت. چیزهایی که آموختید را مجدداً بررسی کنید. کنار مهترین بینش هایی که دریافت کردید علامت بگذارید و از خودتان بپرسید: چگونه می توانم این نکات را در زندگی خود بکار بگیرم و برای آن یک گام عملی مشخص کنید. این گام عملی برای شما بر اساس این نکاتی که با هم یاد گرفتیم چیست؟ بعد از مشخص شدن این گام عملی، به اجرای آن متعهد باشید.

کلوپ دستیار من

کلوپ دستیار من

سفر ما به سوی موفقیت و بهره وری در اینجا به اتمام نمی رسد و این مجموعه آموزش ها بطور عمیق و جدی تر در کلوپ دستیار من ادامه خواهد داشت. بعد از عضویت شما در این کلوپ، بطور رایگان کتابچه ای شامل کلیه نکاتی که در این دوره گذراندیم دریافت خواهید کرد و بعد از آن به مدت ۵ هفته، هر هفته یک ایمیل شامل یک تمرین عملی بسیار قدرتمند دریافت خواهید کرد که در آن با تکنیک هایی خاص و جدید در بهره وری و مدیریت زمان آشنا می شوید. به نسخه ۲.۰ خودتان خوش آمدید!

منتظر دیدار شما بین دوستان کلوپ دستیار من هستم.

برای عضویت در کلوپ دستیار من به آدرس DastyareMan.com/CLUB مراجعه کنید.

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۱۰: نظم و انضباط را با خلاقیت محدود شده به تعادل برسان.

بعضی تمایل دارند بسیار سازمان یافته و منظم باشند و بعضی دیگر اصلاً علاقه ای به محدود شدن در قواعد و قوانین را ندارند. فکر می کنم شما هم متوجه خواهید شد که اگر فردی بسیار منظم و نظام مند باشید، می توانید کمی نظم و کنترل را رها کرده و با جریان زندگی حرکت کنید. با هر فرد منظمی که این موضوع را مطرح کردم آن را پذیرفته است. از طرفی دیگر به کسی که کاملاً فی البداهه و بدون برنامه ریزی زندگی می کند نیز به رعایت کمی نظم و برنامه ریزی در زندگی علاقه نشان خواهد داد.

بنابراین از خود صادقانه بپرسید کجای زندگی تان نیاز به اندکی نظم بیشتر دارید و کجای آن باید امور را به جریان زندگی بسپارید و اندکی بی برنامه زندگی کنید. چون اگر شما از آن دسته افرادی باشید که اهل برنامه ریزی نیست و خودتان را برای برنامه ریزی و نظم بسیار تحت فشار قرار دهید، خلاقیت و الهام خود را می کشید. پس نیاز است کمی نظم به زندگی تان اضافه کنید.

و از طرفی اگر شخصی هستید که اهل نظم و برنامه ریزی هستید. برای کارهایتان نقشه دارید و هر قدم آن برایتان مشخص است، اگر همه چیز را رها کنید و به یک زندگی بی نظم و قاعده شیرجه بزنید، دیوانه خواهید شد و به شرایطی می رسید که دیگر هیچ کاری را نمی توانید انجام دهید.

چیزی که نیاز داریم این است که از هیچ طرف پشت بام پایین نیافتیم و تعادل بین نظم و بی برنامه گی را نگه داریم.

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۹: انتخاب کن، تصمیم نگیر!

به نظر شما تفاوت بین انتخاب (از بین چندین گزینه) و تصمیم گیری چیست؟

پاسخ این سوال می تواند بسیار شگفت انگیز باشد. این سوال به چه مفهومی اشاره می کند؟ کلمه تصمیم و انتخاب باعث بوجود آمدن چه احساسی درونتان می شود؟

تصمیم، به معنی انتخابی است که در نتیجه اش دیگر انتخاب ها و احتمالات در آن قربانی می شوند. تصمیم گیری یعنی قطع کردن احتمالات دیگر. انتخاب کردن از طرفی دیگر، یعنی داشتن گزینه های متعدد و انتخاب یکی که می خواهید.

معمولاً افراد منفی و بدبین از کلماتی مانند: “مجبور شدم تصمیم بگیرم!”، “باید تصمیمی می گرفتم!”، “باید تصمیم بگیرم که چه باید بکنم!” بیشتر استفاده می کنند. اما افرادی که در زندگی بیشتر موفق به نظر می آیند همیشه می گویند: “نیاز دارم از بین این گزینه ها یکی را انتخاب کنم”، “من بایستی بهترین مسیر را برای خود برگزینم”.

این برای شما چه مفهومی دارد؟ این یعنی بعضی مردم الگو یا دیدگاهشان این است که آن ها فقط گزینه های اندکی دارند و مجبورند تصمیم بگیرند که کدام را انتخاب کنند. مانند انتخاب بین بد و بدتر. در حالیکه بعضی مردم در واقعیتی زندگی می کنند که گزینه های زیادی برای خود متصور می شوند و نیاز دارند که بهترین گزینه را انتخاب کنند.

قبلا گفتیم که ما بین انتخاب های زیاد غرق شده ایم، اما این موضوع درباره بخش های مهم زندگی صدق نمی کند. ما در بخش های کم اهمیت زندگی غرق در انتخاب ها شده ایم، اما در بخش هایی که واقعاً اهمیت دارند، مانند سلامت شخصی، رشد و توسعه و روابط، گزینه های زیادی به اندازه ای که ما مایلیم وجود ندارد.

بنابراین ما بایستی توانایی خلق انتخاب های بیشتر را درونمان توسعه دهیم. داشتن دیدگاه و جهان بینی اینکه من انتخاب می کنم، من در کنترل هستم بسیار مهم است.