نوشته‌ها

خلاصه مقاله: ۱۰ کار عادی با تلفن همراه که مانع بهره وری کاری می‌شود!

۱. خواندن، جواب دادن و پاک کردن ایمیل‌ها و پیام‌ها

تلفن‌های هوشمند ما را از زمان حال دور می‌کنند. چک کردن ایمیل‌ها به صورت مداوم و بی‌محابا، به راحتی می‌تواند ما را از حالت جاری شدن در بهره وری کاری دور کند و از انجام وظایف عادی هم عقب بی‌افتیم.

۲. عکس گرفتن

بسیار فوق‌العاده است که می‌توانیم هر لحظه از زندگی خود را توسط گوشی موبایل به ثبت برسانیم. اما اگر پاپاراتزی (عکاس سمج) درون ما همیشه فعال باشد، باعث می‌شود از زندگی حال حاضر خود دور شویم و نتوانیم کاری که می‌خواهیم را به درستی انجام دهیم.

۳. بررسی شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به وسواس ما نسبت به زندگی دیگران دامن بزنند. با بررسی مرتب شبکه‌های اجتماعی، نسبت به کارهایی که دیگران انجام می‌دهند حساس و به نشان دادن کار‌هایی که مشغول انجام آن‌ها هستیم وسواسی‌تر می‌شویم.

۴. پیام فرستادن

پیام فرستادن از طریق برنامه‌های پیام رسان یا ارسال اس ام اس به دیگر مردم، شما را بیشتر به روی کارهایی که دیگران مشغول انجام آن‌ها هستند متمرکز می‌کند تا کارهایی که خودتان باید انجام دهید. این کار باعث حواس پرتی شما از هر گونه عملکرد درست و بهره وری کاری می‌شود.

۵. همراه داشتن گوشی همه جا

ما ظرفیت و توانایی خود برای تنها بودن را از دست داده‌ایم. ما واقعا هرگز فضایی برای خود برای فکر کردن، تامل کردن و نائل شدن به بینش نسبت به خود را نداریم تا بتوانیم برخی از کارهایی را شناسایی کنیم که قادر هستیم در آن‌ها بهترین بهره‌وری را داشته باشیم و آن‌ها را رشد دهیم. گوشی همراه ما، جلوی این کار را می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد که حتی به درستی به این موارد فکر کنیم.

۶. دانلود اپلیکیشن‌های بهره‌وری و عملکرد کاری

جاناتان آلپرت، یک روان درمانگر و نویسنده کتاب Be Fearless، فکر می‌کند که اپلیکیشن‌های موبایل زیادی با محوریت برنامه‌ریزی بهره وری کاری وجود دارند که می‌توانند مفید باشند، اما او اعتقاد دارد که تنها تکیه کردن بر آن‌ها یا دانلود آن‌هایی که مناسب کار ما نیستند، در واقع می‌توانند نتیجه معکوس و منفی داشته باشند. بهترین راه برای بهره‌ور بودن، عملکرد مناسب و انجام به موقع کارها، این است که ذهنیت درستی داشته باشیم.

۷. گرفتار شدن توسط نوتیفیکشن‌ها

آیا زمانی که گوشی شما ویبره می‌خورد و نوتیفیکشنی دریافت می‌کنید، حواس خود را نسبت به کاری که مشغول آن هستید به کلی از دست می‌دهید؟ دکتر آلپرت پیشنهاد می‌کند نوتیفیشکن شبکه‌های اجتماعی خود را به کلی قطع کنید. این نوتیفیکشن‌ها از سوی شبکه‌های اجتماعی اکثرا فقط نقش حواس پرتی شما را ایفا می‌کنند و به ندرت حاوی پیامی ضروری هستند.

۸. غرق شدن در حواس پرتی

با اپلیکیشن‌ها، اینترنت و دیگر قابلیت‌های گوشی‌های همراه، شما به راحتی می‌توانید خود را غرق در حواس پرتی نسبت به آن‌ها ببینید. آلپرت می‌گوید خیلی کم پیش می‌آید که مردم آنلاین شوند یا گوشی خود را در دست بگیرند و فقط برای کارهای مورد نظر خود، گوشی را چک کنند. مثلا وقتی آن‌ها برای چک کردن آب و هوا گوشی خود را در دست می‌گیرند، اکثرا این کار به چک کردن ایمیل، پیام‌ها، خواندن خبر یا چک کردن شبکه‌های اجتماعی منجر می‌شود. همه این‌ها باعث حواس پرتی و تاثیر روی بهره وری کاری اشخاص می‌شوند و از انجام وظایف و رسیدن به اهداف دور فاصله می‌گیرند.

۹. نور آبی صفحه گوشی

طبق نظر آلپرت، نور آبی که از صفحه گوشی ساطع می‌شود، می‌تواند روی الگوی خواب ما تاثیر بگذارد. استفاده از گوشی در هنگامی که قصد داریم که بخوابیم، می‌تواند روی توانایی یک فرد برای داشتن استراحتی مناسب تاثیر منفی بگذارد. در نتیجه فقدان استراحت کافی، تاثیر عمیقی روی حالت‌‌ها، سطح انرژی و توانایی ما برای تمرکز و تکمیل وظایف می‌گذارد و نمی‌توانیم به درستی کارهایی که می‌خواهیم را پیش ببریم.

۱۰. داشتن جواب همه چیز

شاید این مورد به طور واضح ربطی به عملکرد و بهره وری کاری ما نداشته باشد، اما همچنان مرتبط است. جوردنا جیکوب، می‌گوید ما قابلیت تعجب و شگفتی خود را از دست داده‌ایم، چرا که خیلی راحت می‌توانیم هر چیزی که به دنبال آن هستیم را پیدا کنیم. برای پیدا کردن جواب هر سوالی، گوشی خود را بر می‌داریم و به سرعت جواب سوال خود را جست و جو می‌کنیم. به عقیده جیکوب این کار فرایند خلاقیت یک فرد را کوتاه و تخیلات ما را می‌سوزاند.


منبع: وب سایت businessinsider.com

خلاصه مقاله: ۹ اشتباهی که در ده دقیقۀ آغازین روز خود مرتکب می‌شوید

نوشیدن قهوه

نوشیدن قهوه برای شروع یک روز کار اصلاً فکر خوبی نیست. زیرا با زمانی که کورتیزول، هورمون استرس، در بدن شما در بالاترین سطح ممکن است تداخل پیدا می‌کند. فقط بین ساعت ۱۰ صبح تا ظهر و یا ۲ ظهر تا ۵ بعدازظهر قهوه بنوشید، در این بازه‌های زمانی کورتیوزل در پایین‌ترین سطح ممکن قرار دارد.

خالی نکردن مغز!

نگاه داشتن اطلاعات بی‌شمار در مغز شاید موجب شود گمان کنید همه چیز در کنترل شماست، حتی اگر چنین چیزی نباشد. یک دفتر یادداشت داشته باشید و پیش از اینکه روز خود را آغاز کنید هر ایده‌ای که به ذهنتان می‌رسد یا هر کاری که باید انجام دهید را در آن یادداشت کنید.

چک کردن ایمیل‌ها به‌عنوان اولین کار

پس از چک کردن ایمیل‌ها ۲۵ دقیقه زمان لازم است تا به مرحلۀ بازدهی برگردید. چک کردن ایمیل‌ها را برای ۳۰ دقیقۀ ابتدای ساعت کاری خود بگذارید. هنگامی که روی کار خود تمرکز کرده‌اید نیز پیام‌رسان ایمیل خود را خاموش کنید.

مستقیم به جلسه رفتن

در تقویم خود ابتدای هر روز را به ملاقات‌های کاری اختصاص ندهید، فقط آنهایی که ناگزیر هستید را بپذیرید.

نشستن روی صندلی

ایستادن در مقایسه با نوشتن به شما کمک می‌کند تسلط و نیروی بیشتری برای یک موقعیت داشته باشید. کمی قدم بزنید و یا از میزهای مخصوص ایستادن برای ده دقیقۀ آغازین روز خود استفاده کنید.

دور بودن از نور طبیعی

در زیر نور طبیعی صبحگاهی قرار گرفتن برای حال‌وهوا، هوشیاری، و سازوکار بدن شما سودمند است. اگر میز شما نزدیک پنجره است، کرکره‌ها را بالا بکشید یا پرده‌ها را کنار بزنید تا نور صبحگاهی در اتاق بتابد. اگر نور ندارید، به فکر سرمایه‌گذاری روی یک جعبۀ لامپ مخصوص باشید.

برای کارهای خود مهلت مشخص تعیین کنید. برای اینکه مهلت‌هایی که تعیین می‌کنید اثرگذار باشند باید آنها را با دیگران در میان بگذارید. فهرست کارها، مهلت‌ها و برنامه‌های خود را به‌طور روزانه با اعضای تیم خود به اشتراک بگذارید.

باز کردن جستجوگرهای وب

بسیاری از ما یک ساعت از روز خود را با چک کردن ایمیل‌های شخصی و شبکه‌های اجتماعی از دست می‌دهیم. زمانی که کار خود را شروع می‌کنید، جستجوگرهای نت خود را ببندید.

انجام هم‌زمان چند کار

کسانی که چند کار هم‌زمان انجام می‌دهند معمولاً کار خود را به خوبی کسانی که روی یک فعالیت تمرکز دارند از پس کار برنمی‌آیند. روز خود را برای افزایش بهره‌وری با تخصیص ۴۰ دقیقه برای هر کار برنامه‌ریزی کنید و ۲۰ دقیقه هم برای کارهای متفرقه اختصاص دهید.


منبع: وب سایت entrepreneur.com

خلاصه مقاله: چگونه در ۱۰ دقیقه صندوق ورودی ایمیل خود را خالی کنیم؟

بعد از تعطیلات یا تمرکمز روی کاری مهم، ایمیل های خوانده نشده ما می تواند به آسانی به بالای ۵۰ ایمیل برسد. این یک هک بهروه وری ایمیلی است که می تواند به شما کمک کند تا در ۱۰ دقیقه به Zero Inbox دست پیدا کنید.

  1. در صندوق ایمیل خود پوشه ای به نام “مرتب سازی” ایجاد کنید.
  2. موضوعی که بیشترین ایمیل های خوانده نشده شما درباره آن است را در نظر بگیرید.
  3. تمام ایمیل هایی که درباره آن موضوع هستند را انتخاب و به پوشه مرتب سازی انتقال دهید.
  4. به سراغ پوشه مرتب سازی بروید و تکلیف همه آن ایمیل ها را مشخص کنید تا اینکه دیگر هیچ ایمیلی باقی نماند.
  5. به صندوق ورودی خود برگردید و برای موضوعی دیگر قدم شماره ۲ را تکرار کنید تا صندوق ورودی شما کاملاً خالی شود.

این روش برای ایجاد تغییرات بزرگ ساده به نظر می رسد، با اینحال حمله به همه ایمیل های خوانده نشده یکی بعد از دیگری بسیار آسان تر از خواندن ایمیل ها با روشی بی ساختار است.


منبع: وب سایت dansilvestre.com

خلاصه مقاله: نیاز به یک روش ساده و موثر برای بدست گرفتن کنترل زندگی خود دارید؟ قانون یک دقیقه را امتحان کنید.

قانون یک دقیقه

طبق این قانون، اگر کاری پیش آمد که می توانستید آن را در یک دقیقه انجام دهید، مانند آویزان کردن کت، خواندن یک نامه و کنار گذاشتن آن، پر کردن یک فرم، پاسخ به یک ایمیل، قرار دادن یک ظرف در ماشین ظرفشویی و … آن را در همان لحظه انجام دهید.

از آنجایی که این کارها خیلی سریع هستند، رعایت این قانون سخت نیست اما نتیجه بزرگی بدست می آید. تحت کنترل درآوردن همه این کارهای کوچک و آزاد دهنده باعث آرامش و کمتر درگیر شدن ذهنی شما می شود.

بهره وری و اولویت ها

نکته دیگر درباره قانون یک دقیقه این است که از آنجایی که هر کاری که پیش می آید را همان لحظه انجام می دهید، دیگر نیازی به تفکر درباره اولویت بندی آن ها ندارید، بنابراین زمان بیشتری برای کارهای بزرگتر دارید.


منبع: وب سایت gretchenrubin.com

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۱۱: اگر می خواهی به بهره وری کامل برسی، بایستی به نسخه ۲.۰ خودت ارتقاء پیدا کنی!

اگر می خواهی به بهره وری کامل دست پیدا کنی، بایستی تفکرت را به مرحله بعدی ببری.
انیشتن می گوید:

“هیچ مشکلی با همان سطح آگاهی که آن را ایجاد کرده است حل نمی‌شود.”

معنی این جمله چیست؟
این یعنی در هر سطح فکری ای که در حال حاضر هستی، در همان سطح و بدون رفتن به سطح بعدی نمی توانی مشکلات قابل توجهت رو حل کنی. زیرا اصولاً بودن در همین سطح باعث خلق آن مشکلات شده است و با سطح آگاهی ای که خود باعث خلق آن مشکل است نمی توان آن مشکل را حل نمود.

یکی از بهترین روشهای حل یه مشکل عمیق این است که فردی را پیدا کنید که سه، پنج یا ده سال سال در مسیر از شما جلوتر باشد. کسی که پنج تا ده سال از شما با تجربه تر است به مشکل شما نگاه خواهد کرد و راه حل برایش بسیار واضح است. اما شما نمی توانید آن راه حل واضح را ببینید و تشخیص دهید. پس نیاز دارید که خودتان را به مرحله بعدی بالا بکشید. از بالا به مشکلاتتان نگاه کنید و ارتفاء بگیرید. دیدگاه، الگو و نحوه نگاهتان به دنیا را عوض کنید. طوری که به خود نگاه می کنید را تغییر دهید.

این عالی است که روزی خودتان را در حالی بیابید که دارید به مسائل متفاوت می نگرید. اگر می خواهید به مرحله بعدی زندگی تان بروید، بایستی چشم اندازتان را تغییر دهید و جهشی کوانتومی انجام دهید. اگر به دنبال خلق بهره وری و دستیابی به بالاترین نتایج حداکثری هستید، بایستی به نسخه ۲.۰ ی خودتان ارتقاء پیدا کنید. نسخه متحول شده بعدی خودتان.

این قسمت آخرین بخش مجموعه ۱۱ اصل بهره وری شخصی بود. در این مجموعه با اصول پایه و ذهنیت هایی آشنا شدید که در طی مسیرتان به سمت بهره وری و موفقیت به آن ها نیاز خواهید داشت. چیزهایی که آموختید را مجدداً بررسی کنید. کنار مهترین بینش هایی که دریافت کردید علامت بگذارید و از خودتان بپرسید: چگونه می توانم این نکات را در زندگی خود بکار بگیرم و برای آن یک گام عملی مشخص کنید. این گام عملی برای شما بر اساس این نکاتی که با هم یاد گرفتیم چیست؟ بعد از مشخص شدن این گام عملی، به اجرای آن متعهد باشید.

کلوپ دستیار من

کلوپ دستیار من

سفر ما به سوی موفقیت و بهره وری در اینجا به اتمام نمی رسد و این مجموعه آموزش ها بطور عمیق و جدی تر در کلوپ دستیار من ادامه خواهد داشت. بعد از عضویت شما در این کلوپ، بطور رایگان کتابچه ای شامل کلیه نکاتی که در این دوره گذراندیم دریافت خواهید کرد و بعد از آن به مدت ۵ هفته، هر هفته یک ایمیل شامل یک تمرین عملی بسیار قدرتمند دریافت خواهید کرد که در آن با تکنیک هایی خاص و جدید در بهره وری و مدیریت زمان آشنا می شوید. به نسخه ۲.۰ خودتان خوش آمدید!

منتظر دیدار شما بین دوستان کلوپ دستیار من هستم.

برای عضویت در کلوپ دستیار من به آدرس DastyareMan.com/CLUB مراجعه کنید.

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۱۰: نظم و انضباط را با خلاقیت محدود شده به تعادل برسان.

بعضی تمایل دارند بسیار سازمان یافته و منظم باشند و بعضی دیگر اصلاً علاقه ای به محدود شدن در قواعد و قوانین را ندارند. فکر می کنم شما هم متوجه خواهید شد که اگر فردی بسیار منظم و نظام مند باشید، می توانید کمی نظم و کنترل را رها کرده و با جریان زندگی حرکت کنید. با هر فرد منظمی که این موضوع را مطرح کردم آن را پذیرفته است. از طرفی دیگر به کسی که کاملاً فی البداهه و بدون برنامه ریزی زندگی می کند نیز به رعایت کمی نظم و برنامه ریزی در زندگی علاقه نشان خواهد داد.

بنابراین از خود صادقانه بپرسید کجای زندگی تان نیاز به اندکی نظم بیشتر دارید و کجای آن باید امور را به جریان زندگی بسپارید و اندکی بی برنامه زندگی کنید. چون اگر شما از آن دسته افرادی باشید که اهل برنامه ریزی نیست و خودتان را برای برنامه ریزی و نظم بسیار تحت فشار قرار دهید، خلاقیت و الهام خود را می کشید. پس نیاز است کمی نظم به زندگی تان اضافه کنید.

و از طرفی اگر شخصی هستید که اهل نظم و برنامه ریزی هستید. برای کارهایتان نقشه دارید و هر قدم آن برایتان مشخص است، اگر همه چیز را رها کنید و به یک زندگی بی نظم و قاعده شیرجه بزنید، دیوانه خواهید شد و به شرایطی می رسید که دیگر هیچ کاری را نمی توانید انجام دهید.

چیزی که نیاز داریم این است که از هیچ طرف پشت بام پایین نیافتیم و تعادل بین نظم و بی برنامه گی را نگه داریم.

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۹: انتخاب کن، تصمیم نگیر!

به نظر شما تفاوت بین انتخاب (از بین چندین گزینه) و تصمیم گیری چیست؟

پاسخ این سوال می تواند بسیار شگفت انگیز باشد. این سوال به چه مفهومی اشاره می کند؟ کلمه تصمیم و انتخاب باعث بوجود آمدن چه احساسی درونتان می شود؟

تصمیم، به معنی انتخابی است که در نتیجه اش دیگر انتخاب ها و احتمالات در آن قربانی می شوند. تصمیم گیری یعنی قطع کردن احتمالات دیگر. انتخاب کردن از طرفی دیگر، یعنی داشتن گزینه های متعدد و انتخاب یکی که می خواهید.

معمولاً افراد منفی و بدبین از کلماتی مانند: “مجبور شدم تصمیم بگیرم!”، “باید تصمیمی می گرفتم!”، “باید تصمیم بگیرم که چه باید بکنم!” بیشتر استفاده می کنند. اما افرادی که در زندگی بیشتر موفق به نظر می آیند همیشه می گویند: “نیاز دارم از بین این گزینه ها یکی را انتخاب کنم”، “من بایستی بهترین مسیر را برای خود برگزینم”.

این برای شما چه مفهومی دارد؟ این یعنی بعضی مردم الگو یا دیدگاهشان این است که آن ها فقط گزینه های اندکی دارند و مجبورند تصمیم بگیرند که کدام را انتخاب کنند. مانند انتخاب بین بد و بدتر. در حالیکه بعضی مردم در واقعیتی زندگی می کنند که گزینه های زیادی برای خود متصور می شوند و نیاز دارند که بهترین گزینه را انتخاب کنند.

قبلا گفتیم که ما بین انتخاب های زیاد غرق شده ایم، اما این موضوع درباره بخش های مهم زندگی صدق نمی کند. ما در بخش های کم اهمیت زندگی غرق در انتخاب ها شده ایم، اما در بخش هایی که واقعاً اهمیت دارند، مانند سلامت شخصی، رشد و توسعه و روابط، گزینه های زیادی به اندازه ای که ما مایلیم وجود ندارد.

بنابراین ما بایستی توانایی خلق انتخاب های بیشتر را درونمان توسعه دهیم. داشتن دیدگاه و جهان بینی اینکه من انتخاب می کنم، من در کنترل هستم بسیار مهم است.

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۸: روی چیزی که می خواهی تمرکز کن، نه آنچیزی که از آن اجتناب می کنی.

بعضی با دوری و فرار از چیزها یا شرایطی که نمی خواهند انگیزه می گیرند و بعضی با حرکت به سمت چیزی که می خواهند. این مساله بسیار چالش بر انگیز است، چون ما به هر دو نیاز داریم. از آنجایی که این اتفاق در ذهن ناخودآگاه ما می افتد، آن را درک نمی کنیم.

زمانی باور داشتم انگیزش منفی، یعنی دوری از چیزی که نمی خواهیم، قدرتمند تر است از انگیزه های مثبث. چون بدی اتفاقات منفی ای که ممکن است بیافتند، بسیار بیشتر از اتفاقات مثبت احتمالی هستند. مثلا از دست دادن یک دست، بدتر است از برنده شدن یک میلیون دلار است! یا مرگ بسیار بدتر است از بدست آوردن یک عمارت بزرگ است! بنابراین گریز از اتفاقات منفی می تواند انگیزه بیشتری برای ما ایجاد کنند. این در حالیست که تمرکز روی موارد مثبت صحیح هست. زیرا اگر در ذهنتان روی چیزی که نمی خواهید متمرکز شوید، احتمال بیشتری دارد که همان چیز منفی را خلق کنید.

ما در NLP و هیپنوتیزم یاد می گیریم که ذهن ناخودآگاه برداشتی از مفاهیم منفی ندارد. برای مثال اگر بگوییم سیگار نکش، چیزی که ذهن خودآگاه شما متوجه خواهد شد این است که بایستی سیگار را خاموش کنید و آن را کنار بگذارید. اما اگر به ذهن ناخودآگاه شما بگوییم سیگار نکش، تمام چیزی که متوجه خواهد شد این است. سیگار کشیدن! زیرا ذهن ناخودآگاه نمی داند چطور انجام ندادن کاری را تفسیر کند.

کاری که اکثر افراد می کنند این است که با خود می گویند: “من نباید سیگار بکشم! من نباید سیگار بکشم!” و چیزی که ذهن ناخودآگاه می شنود این است: “سیگار بکشم، سیگار بکشم!”

بنابراین کار درست این است که حتی اگر شما از آن دسته هستید که با دوری از شرایط منفی انگیزه می گیرید، کار را با تمرکز به نتیجه ای که می خواهید شروع کنید.

احتمالاً در فیلم راز این جمله را شنیده اید که می گویند: “روی چیزی که می خواهید تمرکز کنید، آن را باور کنید تا آن چیز در زندگی شما متجلی شود”، با اینحال اینجا قصد نداریم درباره این مباحث ماورایی صحبت کنیم، اما در این ادعا ارزش زیادی وجود دارد.

جمع بندی نهایی این که اگر روی چیزی که نمی خواهید تمرکز کنید، بیشتر احتمال آن وجود دارد که آن را در واقعیت زندگی خود خلق کنید. بنابراین فقط و فقط روی چیزی که می خواهید متمرکز شوید.

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۷: آینده تو یا ادامه گذشته توست، یا چیزی تازه که خلق می کنی.

برای خیلی از افراد، آینده شان فقط ادامه گذشته شان است. آنها دقیقاً همان کاری را خواهند کرد که در گذشته می کردند و در نتیجه، همان نتایج را بدست خواهند آورد که در گذشته داشتند.

در حقیقت افراد غیر از چیزهایی که در گذشته تجربه کرده اند، در آینده هیچ انتخاب دیگری نمی بینند. و علت این مساله این است که ما برای چیزی که هنوز تجربه نکرده ایم هیچ چهارچوب داوری نداریم.

برای مثال، اگر تا بحال نوع خاص از حیوانی را ببینیم که تابحال ندیده باشیم، نخواهیم دانست که آن چه حیوانیست. ممکن است به آن نگاه کنیم و گیج شویم. ممکن است بترسیم یا فرار کنیم. بعضی ها ممکن است درباره اش کنجکاو شوند اما نتیجه کلی این است که اگر هیچ چهارچوب داوری ای برای چیزی در ذهنتان نداشته باشید، نمی دانید وقتی آن چیز وارد زندگی تان شد چه کنید.

از طرفی اگر الگوی ذهنی خود را تغیر دهید و بگویید: “من دیگر همانند گذشته زندگی نخواهم کرد” یا “من مطابق آینده ای که خلق خواهم کرد زندگی می کنم”، تمام زندگی شما دستخوش تغییر خواهد شد. بنابراین فردا می تواند روز دیگری همانند آنچیزی که در گذشته برای شما اتفاق افتاده باشد، یا امروز می تواند آخرین روزی باشد که شبیه گذشته شماست.

خیلی از افراد تمایل دارند تا به گذشته، داستان زندگی شان، تفسیرشان از امور، تلاش برای جلب تایید دیگران و … بچسپند و نمی خواهند آنها را رها کنند تا آینده ای را خلق کنند که واقعاً می خواهند.

اگر سعی کنی به راه و روشی که قبلا بودی بچسپی، نمی توانی بهترینه خودت باشی. اگر به همه آن داستان ها، عذر و بهانه ها و تفسیرات بچسپی، هیچ راهی برای اینکه رشد کنی و به بالاترین پتانسیل وجودی خودت برسی نخواهی یافت.

بنابراین آینده می تواند فقط ادامه گذشته تو باشد یا چیزی متفاوت و جدید که خلق می کنی.  اما برای خلق آن آینده، تو باید گذشته را و منطقه امن خود را رها کنی  و چیزی کاملاً جدید خلق کنی.

۱۱ اصل بهره وری شخصی/ اصل ۶: متمرکز کردن استعداد و نقطه قوتمان روی بزرگترین فرصت ها.

در زندگی فقط چیزهای اندکی واقعاً مهم هستند. اگر شما روی بزرگترین فرصت هایی که زندگی در اختیارتان قرار می دهد بطور روزانه کار کنید، موفقیت عظیم بلند مدتی را کسب خواهید کرد.

احتمالاً شنیده اید که اگر هر روز یک مقدار اندک پول را پس انداز کنید، در انتهای ۵۰ سال، یک میلیونر خواهید بود. چرا ما برای ۵۰ سال روزانه حتی آن مقدار اندک را  پس انداز نمی کنیم؟ چون ما روی چیزهای مهم زندگی تمرکز و آن ها را تکرار نمی کنیم!

در نهایت منظور این نیست که فقط روی چیزهای مهم تمرکز کنید، بلکه بایستی روی بزرگترین فرصت های زندگی تان تمرکز کنید. بدینگونه که ابتدا استعداد درونی ای که دارید را، آگاهانه به نقطه قوت بیرونی تبدیل کنید و سپس آن نقطه قوت را به آن فرصت بزرگ متمرکز کنید. در این صورت است که شما سودی چند برابری بدست می آورید، زیرا این موارد روی هم تاثیر می گذارند.

آیا استعداد درونی خود را کشف کرده اید؟ در حال حاضر چه فرصت بزرگی در زندگی دارید؟